قهرمان ميرزا عين السلطنه
6832
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حرف معير الملك حاجى عز الممالك گفته بود روبهروى خودم معير الملك ( ميرزا موسى خان داماد نظم الدوله بابى و عيالش ضد حجاب ) وارد اطاق رئيس الوزراء شد . گفت به اقبال بىزوالت تخت و تاج قاجاريه سرنگون ، تاج به سرت و روى تخت مرمر جلوس خواهى كرد . سياست انگليس در مورد وثوق الدوله ، سيد ضياء و جمهورى انگليسها براى جلوگيرى از نفوذ بولشويكى محتاج يك قوه در ايران از خود ايرانى بودند ، آن را جلو كشيده تا قشونى تهيه شد . بعد كه روسها در مقابل آنها سر تسليم و تعظيم فرود آوردند پلتيك تغيير كرد . وسط كار كه درك كردند ملت با جمهورى همراه نيست ساكت شده آقا را تنها گذاشتند ، مثل سيد ضياء و وثوق الدوله و همه زمامداران . روسها به دستور انگليس ، يا به واسطهء اينكه به كلى همه انگليسى نشوند در ميان علما و بازار كه همه را هم مستعد ديدند پروپاگاند نمودند . اين است كه بازارى و علما جنبش نمودند ، هم به واسطهء احساسات مذهبى و هم به واسطهء تقويت روسها . لباس زنها بعد از ناهار و نماز افخم الدوله فرستاد درشكه حاضر است برويم حضرت عبد العظيم . بين راه گفتند دست اسب مىلنگد با ماشين برويم . چون خيلى جمعيت مىرفت من متعذر شدم كه نمىآيم . دم گار او پياده شد و من با درشكه به نظاميه ديدن همشيره عيال مرحوم افخم الملك كه نوعيد داشت رفتم . بقدرى خانمهاى چادر اطلس ، كفشهاى برقى روباز ، جورابهاى ابريشمى با بزكهاى عالى ديده مىشود كه هر پير سالخوردهاى را به حركت مىآورد چه رسد به جوانها . كليتا مردم طهران ظريف و پاك شدهاند ، خصوصا خانمها . تغيير وضع لباس زنها هرقدر آن استاد كفشدوز كثيف و چرك و بههمان لباس قديم باشد زن و دخترش بر خلاف او هستند . هرقدر آن زرگر يا قصاب به وضع قديم خود باشد زن و دخترش با وضع امروز راه مىروند . مرد كه نان ندارد بخورد اما زنش با چادر اطلس و جوراب اعلى بيرون مىآيد . هرقدر هم مردها جلوگيرى مىكنند ممكن نمىشود و يك علت كثرت